تبليغاتX
کشکول عاشقی



کشکول عاشقی

بسم الله الرحمن الرحیم




اومد پيشم حالش خيلي عجيب بود فهميدم با بقيه فرق ميکنه

گفت :حاج آقا يه سوال دارم که خيلي جوابش برام مهمه

گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال ميشم بتونم کمکتون کنم

گفت: من رفتني ام!

گفتم: يعني چي؟

گفت: دارم ميميرم

گفتم: دکتر ديگه اي رفتی، خارج از کشور؟

گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاري نميشه کرد.

گفتم: خدا کريمه، انشاله که بهت سلامتي ميده

با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بميرم یعنی خدا کريم نيست؟


+ نوشته شده در دوشنبه 1390/09/07 | ساعت19:37 | توسط سیدحسین |

ادامه مطلب




شرع احمد مدعا باشد گواست*******مرجعیت سنگر دین خداست

گر به مشهد یا نجف-قم یاری است****مرجعیت تکیه گاه مردم است

حق شعاعی را به خورشیدش نماند*****درمراجع وجه تقلیدش نهاد

چون که رهرو درمسیر حیدر است****مرجع دینی به دنیا گوهر است

می برم بر لب به پاس نصر عشق*******نام (آیات عظام )عصر عشق

مرجعیت را وجودش کافی است*****در دل (گلپایگانی صافی) است

آئینه دار وجود عترت است***********آیت الله عزیزی (بهجت) است

عارف گنجور ایمانی ببین***********در( شبیری) پیر (زنجانی) ببین

در بلاغت نهج قرآنی ست او******(نوری) مذهب (همدانی) ست او

دین مداری رابه حوزه بانی است*حسن شیعی جعفر سبحانی است

دست حق بر قلب گلهای بهشت*****نام (عزیزالدین زنجانی) نوشت

علم را آیات اعجازی بود***********در (مکارم) حسن (شیرازی) بود

در عیانی پیر پنهانی ماست*****این (وحید) دین (خراسانی) ماست

عزت هر دو جهانی دیده ایم*********در (علی سیستانی) دید ه ایم

آیت دین و دل است این آینه**********حضرت رهبر((علی خامنه))


+ نوشته شده در پنجشنبه 1390/07/14 | ساعت3:16 | توسط سیدحسین |





حافظ شیرازی

 

اگرآن ترک شیرازی بدست آرددل ما را×

به خال هندویش بخشم سمرقندو بخارا را×

 

صائب تبریزی درجواب حافظ

 

اگرآن ترک شیرازی بدست آرددل ما را×

به خال هندویش بخشم سرو دست تن وپا را×

هرآنکس چیز می بخشدزملک خویش می بخشد×

نه چون حافظ که می بخشد سمرقند وبخارا را×

 

شهریاردرجواب صائب

 

اگرآن ترک شیرازی بدست آرددل ما را×

به خال هندویش بخشم تمام روح واعضا را×

هر آنکس چیز می بخشدبسان مرد می بخشد×

نه چون صائب که می بخشدسرو دست و تن وپا را×

سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند×

نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را×


+ نوشته شده در پنجشنبه 1390/03/05 | ساعت1:37 | توسط سیدحسین |





(آقاجان)

نويدآمدنت را از صبح زيباى جمعه گرفتم از پشت پنجره قلبم با نوايی آرام گفت مي آيد

حتي اگر يك روز از عمر دنيا باقي مانده باشد(العجل)

(آقاجان)

ازپشت پلكهاي روي هم افتاده ام زمين اين گاهواره ي درحال گردش را مي بينم كه

هزار هزار فرياد العجل را با خود مي چرخاند(العجل)

(آقاجان)

صبحهاي جمعه نويد ظهور را دردلمان زنده مي كند هرچند كه سالهاست غروب

جمعه هاي بي خورشيد را ديده ايم (العجل)

(آقاجان)

ديگر ما هم آفتاب لب بام شده ايم ولي اي كاش مي دانستيم چند غروب ديگر تا

طلوع آفتاب باقي است (العجل)

(آقاجان)

نگذار غروب دلگير جمعه هاي بي تو---انتظار---اين واژه وحس زيباي ماندن را به

فراموشي بسپارد (العجل)

(آقاجان)

خوب مي دانم كه مي آيي و مي گذرد سالهاي اندوهي كه بي تو گذشت

(العجل يا بقية الله)

(آقاجان)

باز هم به امید جمعه ای دیگر درانتظار میمانیم تا ندای ملکوتی انا بقیه الله

بر تو جهان طنین انداز شود (العجل)



+ نوشته شده در پنجشنبه 1389/09/18 | ساعت19:13 | توسط سیدحسین |





 

آیا ارزشها ديگر ارزش نيستند؟

در ابتدا بايد گفت ارزش چيست؟

ارزش خاصيتي است كه چيزي را مورد پسند، قدرداني، و قابل احترام قرار مي‌دهد، يعني اين ارزش است كه آن‌چيز را مورد خواست مردم قرار مي‌دهد اين فرق نمي‌كند كه آيا تنها يك نفر و يا چندين اشخاص نسبت به اين ارزش، ارزش قائل باشند يا همه مثل عقل و خرد نسبت به دانشمندان يا رشته و اصالت خانوادگي به طبقه‌ي نجيب.

ارزش از نگاه دين:

اگر چيزي به هر نوعي مفيد باشد و منظوري را تأمين كند و كمالي براي يك درجه از درجات وجود انسان و يك قوه از قوه‌هاي انسان باشد و به سادگي در دسترس نباشد ارزش محسوب مي‌گردد و نكته مهم اين است كه ارزش قرار دادي و آفريدني نمي‌باشد بلكه امري ريشه‌دار در عمق فطرت و وجدان انسان و واقعي و حقيقي است و اعتباري نمي‌باشد بلكه با واقعيتهاي انسان ارتباط دارد. ريشه ارزشها، خودشناسي و پي بردن به گوهر عالي وجود انسان و مقام منيع اسلامي است.

علت اختلاف نظر در ارزشها

اختلاف در نوع جهان بيني و بينش نسبت به جهان و به ويژه انسان است كسي كه انسان را موجود مادي صرف مي‌داند، و معتقد است انسان بايد به دنبال سود و لذت باشد و كار اخلاقي را حرف بي‌معنائي مي‌داند، با كسي كه انسان را موجودي ملكوتي و پرتوئي از عظمت الهي مي‌داند. و حقيقت و روح كارهاي اخلاقي داراي ارزش و قيمت است ولي نوع ارزش آن با ارزشهاي مادي متفاوت است در حاليكه انسان مادي سعادت انسان را در بهره‌مندي بيشتر از دنيا و سودجوئي و لذت جوئي بيشتر مي داند.

  با توجه به اين توضيح مشخص شده است كه كارهائي مثل ايثار،حجاب،احسان به خلق و احترام به همسايه نوعي ارزش از نگاه دين محسوب مي شود و در زمانهاي نه چندان دور ايثار چنان در بين رزمندگان اسلام در دفاع مقدس 8ساله رواج پيدا كرده بود كه نداشتن آن نوعي كسر شأن محسوب مي‌شد يا حجاب  طوري در بين جامعه

+ نوشته شده در یکشنبه 1389/07/18 | ساعت11:23 | توسط سیدحسین |

ادامه مطلب




یابن الحسن دیگرما هم آفتاب لب بام شده ایم ولی ای کاش میدانستیم

چندغروب دیکر تاطلوع آفتاب باقی است اما می دانم که می آئی آخرهمه ی

راستگویان تاریخ از آمدن تو خبر داده اند پس توحتما می آئی حتی اگرمن در

آنروزنباشم یا اگریک روز ازعمر دنیاباقی مانده باشدراستی درآنروزبلبلان نوای

آمدنت را چگونه می سرایند و تو طنین سبز عدالت راچگونه خواهی نواخت

کاش ما هم آمدنت را می دیدیم اما باشیم یا نه این را خوب می دانم

که می آئی و میگذرد سالهای اندوهی که بی تو گذشت العجل آقاجون


+ نوشته شده در جمعه 1389/07/02 | ساعت17:47 | توسط سیدحسین |





بسم الله الرحمن الرحیم

به این جمله دقت کنید.

چون می شود می داند نه چون می داند می شود.
توضییح بیشتر
همه می دانیم یکی از بهترین کسانی که اهل بیت(ع)را می شناختند دشمنان وغاصبین آنها بودند.
معاویه برای آنکه بداند قبل از حضرت امیرالمومنین(ع)کشته می شود یا بعد ازآن حضرت افرادی را ازشام اجیر می کرد تا به کوقه که محل حکومت حضرت امیر(ع)بروند ودربین مردم کوفه شایعه کنند که او از دنیا رفته است.
روز اول شخصی وارد کوفه شد ودربین مردم شایعه کرد ،که معاویه به این ترتیب که خودش ذکر کرد از دنیا رفته است واین خبر دربین مردم پخش شد.


+ نوشته شده در سه شنبه 1389/06/02 | ساعت21:4 | توسط سیدحسین |

ادامه مطلب




پارسال با او در زیر باران قدم میزدم

وامسال اشکهایم شاهد قدم زدن او با دیگری است

نمی دانم چرا ؟

شایدباران پارسال اشکهای سوخته ای دیگر بود

پایان حکایتم شنیدنی است

من عاشق او بودم او عاشق او


+ نوشته شده در شنبه 1389/05/30 | ساعت19:34 | توسط سیدحسین |





  شاعر از کوچه ی مهتاب گذشت، لیک شعری نسرود، نه که معشوقه نداشت ، نه که سرگشته نبود،

سالها بود دگر کوچه ی مهتاب خیابان شده بود. 


+ نوشته شده در دوشنبه 1389/03/31 | ساعت22:4 | توسط سیدحسین |





                                                                                                                                       راه کربلا از کوفه می گذرد کوفه مصداق اهل دنیاست که به اهل ولا بی وفاست ودر گذر تاریخ هرکس مسافر کربلا باشد شهید بی وفائی کوفه خواهد شد واین سنت تغییر ناپذیر حسینی است.


+ نوشته شده در دوشنبه 1389/02/20 | ساعت22:22 | توسط سیدحسین |